أبو علي سينا
مقدمه 2
رساله در حقيقت و كيفيت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات ( فارسى )
و بيخبرى رهائى بخشند . ليكن سر انجام آنان كه براستى دانشمند و صاحبنظر بوده ، پس از عمرى تحقيق و تامل و مطالعه و بحث و فحص دريافتهاند كه « كس نگشود و نگشايد بحكمت اين معما را » . اغلب شعرا و عرفا حتى حكما و فلاسفه در بحر بيكران معرفت جهان و آفريننده آن به نحوى غرق شدهاند كه بىاختيار بعجز و جهل و حيرت خود اعتراف كرده و بقول خيّام هر كس سخنى از سر سودا گفته ولى هيچ يك گوهر تحقيق و معرفت را نسفتهاند . ابن سينا درين رباعى كه به دو منسوب است اقرار مىكند كه بكمال معرفت ذرهاى راه نيافته است . دل گر چه درين باديه بسيار شتافت * يك موى ندانست ولى موى شكافت اندر دل من هزار خورشيد بتافت * آخر بكمال ذرهاى راه نيافت امام فخر رازى نتيجهء تحقيق و مطالعه و تأمل و تفكر خود را چنين خلاصه مىكند : هر چند دلم ز عشق محروم نشد * كم ماند ز اسرار كه مفهوم نشد و اكنون كه به چشم عقل در مينگرم * معلومم شد كه هيچ معلوم نشد با اين حال شك نيست كه بشر در طى قرون و اعصار ، دست طلب از دامن مقصود بر نداشته و با وجود وقوف بمشكلات و مخاطرات در طريق معرفت قدمهائى برداشته است ، بخصوص حكما و فلاسفه با اينكه هر چه پيشتر رفته بيشتر بنادانى و ناتوانى خود پى بردهاند ، مع ذلك به قدر وسع كوشيده و نظريات و عقايدى اظهار كرده و كتب و رسائلى نوشتهاند كه هر يك بجاى خود حائز اهميت بوده و راهنماى سالكان طريقت و جويندگان حقيقت مىباشد .